پشت پرده شایعه عجیب کودتای حسن روحانی و جواد ظریف و حصر آنات
گزارش فیگارو بار دیگر به شایعات درباره حصر حسن روحانی را دامن زده است،
روزنامه فرهیختگان در شماره امروز خود نسبت به گزارش اخیر فیگارو موضعگیری کرده و آن را غیرحرفهای تلقی میکند.
گزارش فیگارو بار دیگر به شایعات درباره حصر حسن روحانی را دامن زده است، اما یک منبع آگاه نزدیک به رئیس جمهور اسبق در گفتوگو با رویداد۲۴، با تکذیب خبر، همه این حاشیهسازیها را تلاش طیف تندروی مخالف دولت دوازدهم برای تخریب و حذف روحانی میداند
این روزنامه مینویسد: گزارش منتشرشده در روزنامه فرانسوی «فیگارو» با طرح ادعایی عجیب مبنی بر انتقال عملی اختیارات ریاستجمهوری به علی لاریجانی، مستقیماً مرجعیت اجرایی کشور را هدف قرار داد. این گزارش با اتکا به منابعی که آنها را «آگاه» مینامد، مدعی است که مسعود پزشکیان رئیسجمهور ایران، از دایره تصمیمگیریهای کلان کنار گذاشته شده و علی لاریجانی بهعنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی، اکنون عملاً سکان هدایت کشور را در دست دارد. این سناریوسازی فراتر از ارائه فکت غلط، یک پروژه «مشروعیتزدایی» است. با برجستهکردن این ادعا که «رئیسجمهور هیچکاره است»، رسانه تلاش میکند پیوند میان رأی مردم و حاکمیت را سست نشان داده و تصویر یک «دولت موازی» یا «حاکمیت دوگانه» را در ذهن مخاطب حک کند.
عمق فاجعهبار این روایت زمانی آشکار میشود که فیگارو به بازخوانی یک سناریوی تخیلی تحت عنوان «کودتای نافرجام روحانی -ظریف» میپردازد. گزارش مدعی است که درست در اوج ناآرامیهای دیماه ایران، حسن روحانی و محمدجواد ظریف با همراهی تعدادی از روحانیون قم و عناصری از سپاه پاسداران، تلاشی را برای تغییر ساختار تصمیمگیری آغاز کردند. فیگارو مدعی است که این طرح تنها به دلیل مخالفت علی لاریجانی شکست خورده است. این روایت با ذکر جزئیاتی نظیر «حبس خانگی چندروزه روحانی و ظریف» و بازداشت چهرههای اصلاحطلب، سعی دارد شکافی در بدنه حاکمیت القا کند. هدفش هم ایجاد حس بیاعتمادی در میان لایههای مدیریتی و تضعیف انسجام ملی است. همچنین یک هدف مهم دیگر نیز پشت این پروژه است. با القای اینکه در ایران کودتای ناموفقی صورتگرفته و ترکیب آن با بخشهای دیگر گزارش، دست نیروی مهاجم برای حمله به کشور باز میشود و یک بال مشروعیت حملات را به حرکت درمیآورد.
در ادامه نام علی شمخانی، دبیر شورای دفاع نیز بهعنوان یک عضو همرده با لاریجانی مطرح شده تا سبد جایگاههای مهم فیگارو تکمیل شود. این تاکتیک برای این است که مخاطب تصور کند در مرکز قدرت ایران، هیچکس به دیگری اعتماد ندارد و کشور در آستانه یک فروپاشی ساختاری از درون است. همه این تاکتیکها ریشه در افکار شناختهشده ترامپ دارند که در کتاب «هنر معامله» بهتفصیل دربارهاش توضیح داده است.
بهموازات این گزارش، خبر عجیب دیگری نیز منتشر شد که مدعی خروج محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات از کشور بود. موضوعی که بلافاصله تکذیب شد و حتی صحبتهایی از سوی خاتمی با محوریت انسجام ملی انتشار یافت. این اولینبار نیست که ترامپ همزمان با مذاکره، نمایشهای میدانی و رسانهای را پیش میبرد؛ اما نکته مهم اینجاست که بدانیم این گزارشهای رسانهای مهمترین لایه از دکترین تسلیم تحمیلی ترامپ است.
هدف از این شایعه القای حس فرار چهرههای سیاسی بود. این رویکرد در روزهای جنگ ۱۲روزه نیز پیاده شد و طبق گفته مقامات کشور، تماسهایی با برخی از آنها برای خروج از کشور صورت گرفته بود.
این شایعات زرد یک نقطه مشترک با گزارشهای فیگارو و اینترنشنال دارد و آنهم اینکه هر دو پروژه میخواهند بگویند مرکزیت قدرت در ایران از دست رفته و هر کسی به دنبال راهی برای نجات خویش است
از شایعه حصر تا حضور در مراسم ختم
فرهیختگان نوشت بلافاصله پس از انتشار گزارش نیویورک تایمز، ماشین تخریب در داخل به کار افتاد. «علی نادی» از اعضای اصلی جریان شریان و «ابوالقاسم جراره» نماینده مجلس دوازدهم و عضو دیگر این تشکل، با حضور در برنامه تصویری «علی علیزاده» مدعی شدند حسن روحانی و محمد جواد ظریف در حصر خانگیاند.
پاسخ حسن روحانی، اما نه با بیانیه بود و نه سخنرانی. شرکت او و ظریف در مراسم ختم والده محمد شریعتمداری، فراتر از یک وظیفه اخلاقی و یک کنش سیاسی بود. عکسهای آن مراسم و لبخندهایی که معنای خاصی برای تحلیلگران داشت، نشان داد که نه تنها در حصر نیستند، بلکه نبض جریانات سیاسی را همچنان در دست دارند. این حضور، آب سردی بود بر آتش شایعاتی که قصد داشتند آنها را «کودتاچی» جلوه دهند.
گزارش فیگارو از جلسات روحانی برای ایجاد شورای دوران گذار
ماجرا، اما همینجا تمام نشد و گزارش دیروز «فیگارو» دوباره سر قصه را باز کرد. این رسانه فرانسوی مدعی شده که جلسات روحانی از حالت مشورتی خارج شده و جنبه عملیاتی به خود گرفته است. فیگارو با صراحت نوشت: «روحانی در حال بستن لیست نهایی شورای مشورتی عالی برای دوران گذار است.»
گزارشگر فیگارو مدعی شده که در این جلسات، سناریوهای مختلف برای عبور از بحرانهای معیشتی و بازگشت به میز مذاکره با غرب نهایی شده و حتی «نقشه راه جانشینی» نیز مورد بحث قرار گرفته است. ادعای اصلی فیگارو این است که «برخی چهرههای متنفذ که پیشتر در حاشیه بودند»، اکنون در دفتر روحانی دیده شدهاند تا توافقات بزرگی را برای تثبیت نظم آینده رقم بزنند. اشارهای که در واقع نشان دهنده یکی بودن منبع خبرهای قبلی با خبر فیگاروست. در شایعات گذشته، یکی از دلایل حصر روحانی و ظریف، جلسهای با میرحسین موسوی در روز بیستم دی ماه عنوان شده بود.
رمزگشایی از واژه «کودتا»
اهمیت گزارش فیگارو وقتی بیشتر میشود که به سیر تحولات در فاصله انتشار دو گزارش نیویورک تایمز و فیگارو توجه داشته باشیم. نکتهای که این گزارش را به یک بحران جدی پیوند میزند، تغییر لحن معنادار در سطوح عالی حاکمیت است. رهبری در دو سخنرانی اخیر خود بعد از ناآرامیهای دیماه، با ادبیاتی بیسابقه از واژه «کودتا» برای اعتراضات استفاده کرد.
در پی سخنان رهبری، سید حسن خمینی نیز در چندین نوبت به خطر «کودتای سیاسی» اشاره کرد و این نگرانی عمیق در بدنه حاکمیت وقتی عیان شد که برخی چهرههای شاخص اصلاحطلب تحت عنوان «حلقه براندازی» بازداشت شدند و اتفاقا در متن کیفرخواست رسانهای آنها هم آنچه مورد تاکید قرار گرفت، اتهام «کودتا» بود!
در ظاهر، این واژهگزینی، پاسخی غیرمستقیم به همان جلساتی است که نیویورکتایمز و فیگارو از آن سخن میگویند؛ گویی جریانی در داخل از پشت پرده یک «کودتا» خبر دارد!
ارسال نظر